از خدا شکر گذارم برای سلامتی خودم و خانواده م، برای دختر زیبا و سلامتم که حدوداً ۳ هفته ی گذشته به این دنیا ی رنگارنگ و از همه رنگ ما قدم گذاشت. برای دوستان و فامیل از جان عزیزترم که در این مدت منو از نظر روحی همراهی کردن. و برای زندگی شکرگذارم!
از خدا میخوام تا نگهدار مردم و آب و خاک وطن عزیزم باشه. اینطور که بوش میاد فعلاً نمی تونم به ایران بیام هرچند که دلم خیلی تنگه. خدا بهم صبر بده تا وقتی که بتونم بیام طاقت بیارم!




شما از چی شاکر هستین؟
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی جاپلین:
To fall in love
عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach
.آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !
To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره
To be part of a team.
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy
.کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد
عید قربان مبارک!![]()
این روزها که مدت مدیدی از فراموشی مصائبم میگذره خیلی برای ایران دلتنگم. در این مطلب میخوام از تعدادی از موارد دلتنگیم یاد کنم. ناگفته نمونه که یاد آوری تمامی موارد از حوصله ی نوشتن من و خوندن شما خارجه بنابراین به گوشه ای از این موارد بسنده میکنم.
دلم تنگه برای:
خونواده م پدرم،مادرم،خواهرم و خونوادش و برادرم.برای عمه ها و عموم. برای دختر عمو ها و پسر عموهای نازنینم، برای شب بیداری ها و درد دل ها مون.برای دوستان عزیزی که سالهاست همراه و غمخوار مند. برای دوستانی که تازه پیدا کردم و هنوز ندیدمشون و یا فقط یکبار دیدمشون اما انگار سالهاست می شناسمشون.برای همسایه های خوشقلبمون. برای بقال سر کوچه که باانصافه اما اخلاق نداره و هر از گاهی یکی ار خانوم های محل باهاش قهر میکنه. برای بقال دو کوچه اونور تر که خوش رو و خوش اخلاقه اما یه جو انصاف تو بساطش نیست و هروقت که مشتری ها با بقال اول قهر میکنند رونق مغازه ش بیشتر میشه! برای پل عابر سر خیابونمون که شهرداری هرکار میکنه که مانع عبور موتوری ها ازش بشه باز هم راهشو پیدا میکنن و یا شبونه میله هاش کج و کوله میشه. برای مسافر کش های بد اخلاق. برای مسافر کش های خوش اخلاق. برای مسافر کش های پر حرف که وادارت میکنن زودتر از مقصد پیاده بشی و کمی در سکوت راه بپیمایی تابه مقصد برسی. برای میادین تجریش،فاطمی، ولیعصر، فلسطین، سعدی،فردوسی ، کریمخان ،لشکر ، پاستور ، قزوین ، آزادی، انقلاب و.... برای بازار بزرگ تهران، ناسر خسرو ، کوچه مروی ، توپخونه ، امامزاده صالح ،امامزاده قاسم ، امامزاده داوود. برای کتاب نو فروشی های خیابون انقلاب، برای کتاب کهنه فروشی های خیابون انقلاب. کتاب فروشی های خاک گرفته و نموری که هرگسی رغبت وارد شدن بهشون رو نداره. برای صحافی های فکسنی و درستکار کوچه پس کوچه های فرعی انقلاب. برای جیگر مگسی های خیابون انقلاب که از دور دل و دین میبره و از جلو زهره! برای لبو فروش های زمستون و گردو فروش های تابستون. برای آب انار و ذغال اخته ی پاییز. برای کله پزی های خوش نام مثل چشم آبی، افق ، شاخ طلا. برای سمساری ها و عتیقه فروشی های منوچهری که با زبون چرب و نرمشون کوزه ی سفالی یک ساله رو به اسم صد ساله بهت قالب میکنن. برای جمعه بازار ناصر خسرو که از یک مشت دست فروش و عتیقه فروش شیره ای شروع شد و حالا به مرکز خرید عریض و طویل سه چهار طبقه رسیده که عینک ری بن تا شال های سرمه دوزی افغانی رو میشه اونجا پیدا کرد. برای کارت تبریک و لوازم ضروری کریسمس فروشی تا صنایع دستی های خیابون ویلا. برای هال و هوای روز های بچگی وقتی در خیابون قزوین بطرف شرکت دخانیات قدم میزنم. برای لباس فروشی های خیابون ولیعصر که اکثراً یک مدل لباس دارن اما فرقشون اینه که کدومشون جای چونه ی بیشتر روی قیمتشون گذاشتن. برای گالری داداشی و سبک خاصی که در هنر نقاشی ایران وضع کرده! برای پیتزا های ایرانی که اگه جلوی یک ایتالیایی بذاری میگه چلوکباب سنتی ایرانی دیده. برای دیزی سنگی با سنگک داغ. برای نان داغ کباب داغ و حوض خونه های سنتی....
القصه، دلم برای ایران تنگ شده!